تبلیغات
آموزش زبان انگلیسی - گــــــــــــرامر به زبان ســــــــــــــــــاده

امروز:

گــــــــــــرامر به زبان ســــــــــــــــــاده

» نوع مطلب : آموزش گرامر ،

Present perfect progressive
زمان حال کامل استمراری


وقتی بخواییم درباره کارهایی که از گذشته شروع شده و تا الان هم ادامه داره صحبت کنیم از زمان "حال کامل استمراری" استفاده میکنیم.


طرز ساخت: have/has + been + verb +ing
verb = فعل
مثال: have been working, have been thinking, etc.


I have been learning English for three years.
سه ساله که دارم انگلیسی یاد میگیرم (از سه سال پیش شروع کردم به انگلیسی یاد گرفتن تا به الان)

We have been living in London since last summer.
از تابستان پارسال تا الان توی لندن زندگی میکنیم.

It has been raining all day; I wonder when it will stop.
تمام روز هوا بارونی بوده، نمیدونم کِی میخواد این بارون بند بیاد (از صبح تا به الان هوا بارونی است)


نکــــــــــته: "زمان " و "مدت" انجام کار در این زمان خیلی مهمه یعنی باید توی جمله هامون مشخص کنیم که " عملی که داریم درباره اش صحبت میکنیم کِی و چه وقت توی گذشته شروع شده".

اگر خواستید مشخص کنید که اون عمل کِی شروع شده از
" SINCE"
که به معنی " از" است؛ استفاده کنید. (از ساعت سه، از ماه پیش، از پارسال...)

I have been learning English since last year.
از پارسال شروع کردم انگلیسی یاد گرفتن.

و اگر بخواییم مشخص کنیم که اون عمل چقدر طول کشیده از
"FOR"
استفاده میکنیم. (برای دو ساعت، برای یک هفته، برای سه روز ...)

I have been learning English for a year.
یه ساله که دارم انگلیسی یاد میگیرم ( به مدت یک ساله که دارم انگلیسی یاد میگیرم).

همچنین میتونید از کلمه
"ALL"
در کنار یه "قید زمان" استفاده کنید.
all day (تمام روز)
all night (تمام شب)
all morning (تمام صبح - کل صبح)
all week (کل هفته)

I've been studying all day for my chemistry exam.
تمام روز داشتم برای امتحان شیمی درس میخوندم.


نکــــــــــته: اگر توی جمله هامون "زمان" یا "مدت" انجام کار رو مشخص نکنیم. یعنی نه از
"SINCE" استفاده کنیم نه از "FOR"
و نه قید زمان به کار ببریم
(all day, all week, etc.)
مثلا بگیم:

I've been studying hard, final exams start next week.

در این صورت منظورمون اینه که "به تازگی، تازگیا، چند وقتیه که" شروع به انجام کاری کردیم.
(RECENTLY, LATELY)


I've been studying hard, final exams start next week.
چند وقتیه دارم حسابی درس میخونم؛ آخه امتحانای پایان ترم هفته دیگه شروع میشه.
Photo: ‎گــــــــــــرامر به زبان ســــــــــــــــــاده

Present perfect progressive
زمان حال کامل استمراری


وقتی بخواییم درباره کارهایی که از گذشته شروع شده و تا الان هم ادامه داره صحبت کنیم از زمان "حال کامل استمراری" استفاده میکنیم. 


طرز ساخت:    have/has + been + verb +ing
verb = فعل
مثال: have been working, have been thinking, etc.


I have been learning English for three years.
سه ساله که دارم انگلیسی یاد میگیرم  (از سه سال پیش شروع کردم به انگلیسی یاد گرفتن تا به الان)

We have been living in London since last summer.
از تابستان پارسال تا الان توی لندن زندگی میکنیم.

It has been raining all day; I wonder when it will stop. 
تمام روز هوا بارونی بوده، نمیدونم کِی میخواد این بارون بند  بیاد (از صبح تا به الان هوا بارونی است)


نکــــــــــته: "زمان " و "مدت" انجام کار در این زمان خیلی مهمه یعنی باید توی جمله هامون مشخص کنیم که " عملی که داریم درباره اش صحبت میکنیم کِی و چه وقت  توی گذشته شروع شده". 

اگر خواستید مشخص کنید که اون عمل کِی شروع شده از 
" SINCE"
که به معنی " از" است؛ استفاده کنید. (از ساعت سه، از ماه پیش، از پارسال...)

I have been learning English since last year.
از پارسال شروع کردم انگلیسی یاد گرفتن.

و اگر بخواییم مشخص کنیم که اون عمل چقدر طول کشیده از
"FOR"
استفاده میکنیم. (برای دو ساعت، برای یک هفته، برای سه روز ...)

I have been learning English for a year.
یه ساله که دارم انگلیسی یاد میگیرم ( به مدت یک ساله که دارم انگلیسی یاد میگیرم).

همچنین میتونید از کلمه 
"ALL" 
در کنار یه "قید زمان" استفاده کنید.
all day (تمام روز)
all night (تمام شب)
all morning (تمام صبح - کل صبح)
all week (کل هفته)

I've been studying all day for my chemistry exam.
تمام روز داشتم برای امتحان شیمی درس میخوندم.


نکــــــــــته: اگر  توی جمله هامون "زمان"  یا "مدت" انجام کار رو مشخص نکنیم. یعنی نه از 
"SINCE"  استفاده کنیم نه از "FOR"
و نه قید زمان به کار ببریم
(all day, all week, etc.) 
مثلا بگیم:

I've been studying hard, final exams start next week.

در این صورت منظورمون اینه که "به تازگی، تازگیا، چند وقتیه که" شروع به انجام کاری کردیم. 
(RECENTLY, LATELY)


I've been studying hard, final exams start next week.
چند وقتیه دارم حسابی درس میخونم؛ آخه امتحانای پایان ترم هفته دیگه شروع میشه.‎


نوشته شده در : پنجشنبه 17 اسفند 1391  توسط : zabandownload zabandowload.    نظرات() .

برچسب ها: گرامر زبان انگلیسی ، آموزش گرامر ،
foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 07:31 ق.ظ
Thanks for the good writeup. It if truth be told was once a amusement account it.
Glance advanced to more brought agreeable from you! By the
way, how could we be in contact?
token hack chaturbate
دوشنبه 13 شهریور 1396 06:21 ق.ظ
I know this website presents quality based articles or reviews and additional material, is there any other web site
which presents such information in quality?
Can you have an operation to make you taller?
جمعه 13 مرداد 1396 04:20 ب.ظ
Simply want to say your article is as amazing. The clarity
in your put up is just spectacular and that i can suppose you are
an expert on this subject. Fine along with your permission allow me to grasp your feed
to keep up to date with forthcoming post. Thanks a million and
please continue the rewarding work.
http://divergentboss649.jimdo.com
یکشنبه 8 مرداد 1396 01:17 ب.ظ
My coder is trying to persuade me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on several websites for about a year and am concerned about switching to another platform.
I have heard fantastic things about blogengine.net.
Is there a way I can transfer all my wordpress content
into it? Any help would be really appreciated!
std test
دوشنبه 5 تیر 1396 02:47 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا نه نشستن کاملا
با من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما موفق به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی که.
من هنوز مشکل خود را با فراز در منطق و شما
خواهد را خوب به کمک پر
کسانی که معافیت. در صورتی که شما در
واقع که می توانید انجام
من می قطعا بود تحت تاثیر قرار داد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر